Skip to main content
دسترسی سریع

نقش مال ها در کم فروغ شدن کالاهای قاچاق

قاچاق از جمله معضلاتی است که کشورهای در حال توسعه با آن دست به گریبانند. در این دست از کشورها تولید که به واسطه جایگاه ویژه آن در رشد اقتصادی به منزله شاهرگ حیاتی عمل می کند معمولا از تدابیر ویژه اقتصادی و امنیتی بهره مند است.

در ایران نیز که بعد از پیروزی انقلاب و به ویژه طی چند سال اخیر تلاش زیادی شده تا با رونق گرفتن تولید، شرایط اقتصادی کشور رو به بهبود رود متاسفانه موانع زیادی بر سر راه آن ایجاد شده که یکی از آنها پدیده اقتصاد زیرزمینی یا همان قاچاق است.

اینکه در طول سال 96 چیزی بالای 20 میلیارد دلار کالای قاچاق وارد ایران شده به خوبی نشان دهنده عمق فاجعه است. برای فهم بهتر این موضوع کافی است به این نکته توجه شود که درآمد نفتی ایران در این سال چیزی حدود 80 میلیارد دلار بوده است. به عبارت دیگر معادل 25درصد درآمد نفتی ایران کالای قاچاق وارد کشور شده که پربیراه نیست اگر بگوییم نفس تولید را گرفته است.

هرچند طی این سالها تلاش شد با اقدامات ضربتی و سختگیریهای بیشتر آمار قاچاق کالا کاش یابد ولی متاسفانه تغییر چندان محسوسی ایجاد نشد و دست نهادهای قدرت در ایران به مافیای این بخش نمی رسد. بسیاری از اقتصاددانان معتقدند اثرات حذف قاچاق کالا بسیار بیشتر از تزریق منابع مالی به بخش تولید است، زیرا قیمت تمام شده کالا در ایران بر خلاف آنچه که تصور می شود بالاست و بنابراین امکان کاهش قیمت تمام شده به راحتی امکان پذیر نیست ولی داشتن بازار و تقاضا برای خرید کالا همان چیزی است که تولیدکننده انتظار آن را می کشد تا بتواند بدون دغدغه خاطر کالای خود را بفروشد. مثال این ادعا هم وضعیت فعلی خودروسازان ایرانی است.

یکی از عواملی که می تواند مانع فروش کالای قاچاق شود، برندینگ یا همان برندسازی است. در واقع برندها با داشتن نمایندگی های فروش و خدمات پس از فروش به تعداد بالا تنها اقدام به فروش محصول تولیدی خود می کنند و خیال خریدار از بابت کیفیت و اصل بودن آن راحت است. در این راستا مجموعه های تجاری فضای بسیار مناسبی هستند برای ممانعت از فروش کالاهای قاچاق و اعتبار مال ها در دنیا هم به همین سبب است. مال ها در کنار سایر اهداف تجاری که دنبال می کنند زمینه را برای تجارت پاک هم فراهم می کنند. در کشورهایی که سیستم عرضه کالا نظام مند و تحت نظارت است کمتر می توان آثاری از قاچاق در آنجا یافت؛ چون به خودی خود زمینه ای برای عرضه و فروش این کالاها وجود ندارد و از سوی دیگر وجود این مال ها درک فرهنگی مردمانشان را به سطحی رسانده که حاضرند برای خرید کالای معتبر بیشتر هزینه کنند تا اینکه برای صرفه جویی مالی اقدام به خرید کالای ارزان ولی بی نام و نشان و غیرمعتبر کنند. به قول انگلیسی ها که می گویند ما اینقدر پولدار نیستیم که کالای ارزان بخریم!

با این اوصاف می توان گفت که گسترش مال ها در ایران شاید در نگاه نخست با انگیزه های مالی همراه باشد ولی با کمی تعقل در ماهیت ایجاد چنین مراکزی می توان پی برد که این مال ها در کنار فواید بسیار زیادی که برای مردم به همراه دارند، می توانند نقشی بسیار مهم در عرضه نشدن کالای قاچاق نیز ایفا کنند. پر واضح است که هرچه سیستم عرضه کالا نظام مند تر و اصولی تر باشد شرایط برای عرضه کالای قاچاق نیز سخت و سخت تر می شود.         

پس می توان گسترش مال ها در ایران را به فال نیک گرفت و به جای بدبینی به این پدیده منتظر اثرات ثمربخش زیاد آنها در ابعاد مختلف برای جامعه و مردم بود. بازار بزرگ ایران یا همان ایران مال که در غرب تهران در حال آماده سازی است از آن دسته بازارهایی است که نه تنها با توجه به خصوصیات بی نظیر آن در خاورمیانه می تواند عاملی برای افزایش غرور ملی ایرانیان باشد بلکه به لحاظ کارکردها و ویژگی های منحصر به فرد خود می تواند زمینه را برای هرچه کم رنگ تر شدن رونق کالاهای قاچاق ایجاد کند؛ کاری که اثرات آن در درجه اول به طور قطع و یقین مردم و اقتصاد ملی را منتفع خواهد کرد.