Skip to main content

سلام دوباره به عظمت تاریخی جندی‌شاپور

در سراسر کشورمان ایران ویرانه‌هایی وجود دارند که در نگاه اول بی‌ارزش و پوچ انگاشته می‌شوند، اما با اطلاع از گذشته‌ آن‌ها، بهایی بیشتر از آبادی‌های موجود پیدا می‌کنند. این ویرانه‌ها در زمان آبادی خود ویژگی‌هایی داشتند که جهان امروز در آرزوی باز آفرینی آن است. شهر گندی‌شاپور که بعد از ورود اعراب به ایران به جندی شاپور شهرت یافت، امروز معرف بقایای جا مانده از شهری است که زمانی بزرگ‌ترین مرکز علمی و پزشکی جهان به شمار می‌رفت. جندی ‌شاپور واقع در استان خوزستان و در نزدیکی شهرستان دزفول است. بقایای این شهر در سال ۱۳۱۰ و به شماره ۴۶ جزء آثار ملی ایران ثبت شده‌ است. به‌ نوشته ریچارد فرای، کلمه گندی‌شاپور، تحریف‌شده نام «وِه آنتیوخ شاپور» به معنای «بهتر از آنتیوخ را شاپور ساخته» است.

یکی از ویژگی‌هایی که این شهر باستانی را منحصر به فرد کرده بود احداث دانشگاه همزمان با احداث شهر بود. به گفته مورخان، دانشگاه گندی‌شاپور با بیش از هفده سده قدمت، باستانی‌ترین دانشگاه غرب آسیا بوده است که به دستور شاپور یکم احداث شده است. توجه ویژه شاپور یکم به این شهر باعث شد تا در زمانی کمتر از ده سال به منطقه ویژه‌ی تجاری و اقتصادی تبدیل شود.  

آوازه‌ رونق تجاری گندی‌شاپور علاوه بر مناطق مختلف ایران به تمدن‌های اطراف از قبیل میان‌رودان هم رسیده بود و طولی نکشید که مهاجرت کارگرها، سرمایه‌گذاران و اقشار مختلف مردم، موجب افزایش جمعیت این شهر شد.

دانشگاه گندی شاپور در عصر خود تبدیل به بزرگترین مرکز فرهنگی شد. دانشجویان و استادان از نقطه نقطه جهان به آن روی می‌آوردند. کروهی از مسیحیان در آن دانشگاه پذیرفته شدند و ترجمه سریانی آثار یونانی در طب و فلسفه را به ارمغان آوردند. طب سنتی هندوستان، ایران، سوریه و یونان در هم آمیخت و یک مکتب درمانی شکوفا را به وجود آورد. ضرورتاً در کنار دانشگاه گندی شاپور، بیمارستان گندی شاپور نیز ایجاد شد. جرجی زیدان، متفکر عرب، آورده‌است: «در واقع، بیمارستان یک کلمه فارسی است که پس از عظمت و شکوه جندی شاپور به وجود آمد». در ادامه پزشکان یونانی و هندی در کنار پزشکان ایرانی در جندی شاپور طبابت را آغاز کردند و بیمارستانی ساخته شد که در زمان خود بی‌نظیر بود. به فرمان انوشیروان، آثار افلاطون و ارسطو به پهلوی ترجمه شد و در دانشگاه تدریس شد.

دیری نگذشت تا اهمیت علمی و پژوهشی این دانشگاه منجر به ساخت کتابخانه عظیمی در آن شد تا سال‌ها بعد به عنوان بزرگترین کتابخانه باستانی ایران شهرت بگیرد. شاپور از رشد دانش فلسفه و پزشکی در غرب آگاه بود، به همین دلیل از وجود چندین دانشمند به ویژه از پزشکان همراه لژیونرها استفاده کرد و ارتباط علمی بین موبدان دانشمند و پزشکان ایرانی با آنها را فراهم کرد تا به رشد دانش کمک کند. سپس چند پزشک و دانشمند یونانی و سریانی و یهودی را از بیزانس به گندی شاپور فرا خواند و چند حوزه فلسفه و پزشکی دایر کرد. او از موبدان سراسر ایران دعوت رسمی به عمل آورد تا به گندی‌شاپور آیند و در جنبش فرهنگی علمی موجود شرکت کنند، به همین دلیل ده‌ها موبد دانشمند و ده‌ها آموزگار از خراسان و پارس به گندی شاپور رسیدند و در یک هم ‌زیستی فرهنگی با دانشمندان غیرایرانی همگام شده و همگی با هم به یک جنبش بزرگ علمی دست زدند.

متاسفانه این دانشگاه و کتابخانه بزرگ آن که باعث فخر هر ایرانی است، در هرج و مرجی که در پایان حکومت ساسانیان در دستگاه ایجاد شده بود دچار افول شد، به گونه‌ای که شماری از استادان ایرانی و خارجی، گندی‌شاپور را ترک کردند و عده‌ای از ایرانیانی که در سِمَت‌های کلیدی بودند، باعث ناخشنودی استادان شدند که به آرامی به افول دستگاه‌ مدیریت دانشگاه منجر شد.

آنچه مسلم است شهر گندی‌شاپور بین سال‌های ۱۷ تا ۱۸ هجری در زمان خلیفه دوم به تصرف اعراب درآمد. کتابخانه گندی‌شاپور به وسیله سپاهیان عرب در سال ۲۰ هجری غارت شد و این مرکز علمی با چند صد هزار جلد کتاب نابود شد. همزمان شمار زیادی از موبدان و پزشکان ایرانی و دانشمندان مسیحی و سریانی و مصری و هندی، گندی شاپور را ترک کردند و حوزه علمی آن تعطیل شد. بالاخره بین سال‌های ۱۲۰ تا ۱۶۵ هجری سازمان‌های علمی گندی‌شاپور به تدریج به بغداد منتقل شد و در سال ۲۰۱ هجری در زمان مامون عباسی بنیادی علمی در بغداد به نام بیت‌الحکمه با اقتباس از دانشگاه گندی‌شاپور تاسیس شد و مرکز ترجمه و تحقیق علمی قرار گرفت و رشد کرد و پس از آن بیمارستان بغداد تشکیل شد. کم کم بغداد جای حوزه‌های علمی گندی‌شاپور را گرفت.

همانگونه که از شواهد پیداست گندی‌شاپور مجموعه ای سراسر متکی بر دانش و شکوفایی علوم بوده و بی‌گمان می‌توان از آن به عنوان بزرگترین کانون علمی پژوهشی زمان خود یاد کرد. امروز با گذشت چهارده قرن که از افول این مجموعه بی‌نظیر می‌گذرد ایرانیان لحظه‌ای از تلاش برای بازآفرینی افتخارات ملی خود دریغ نکرده‌اند، هرچند که در طول تاریخ پرمشقت ایران محدودیت‌های داخلی و خارجی فرصت‌های بسیاری را از پژوهشگران و تلاشگران در مسیر این بازآفرینی گرفته است ولی نتوانسته است جوانه‌های امید آن را به یأس بکشاند.

امروز می‌توان در گوشه‌ای از پایتخت سراغ از روح آرزوهایی گرفت که با همت هم عصرانمان در کالبد تازه‌ای با همان نام کتابخانه جندی‌شاپور دمیده شده است.